عبد الله قطب بن محيى

348

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

خداى عزّ و جلّ هركس را چنان آفريده كه بخش خود هست و ايضا علاقه فرزندى امرى اعتبارى است و امور اعتبارى در زمان رفاهيّت و فراغت آدمى را پرواى اعتبار آن هست ، چون كار بر او تنگ شد كجا پرواى آن مىماند ، در روز قيامت كه آدمى را كار به جان و كارد به استخوان رسد ، غير علاقهء به نفس خود كه علاقهء حقيقى است بازنماند يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ « 1 » و چه جاى آنكه از ايشان گريزد كه يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ . « 2 » اگر ايمان به روز قيامت دارد بايد كه امروز قيامت بر خود همچنان حاضر داند كه آن روز واقع است و چون چنين كند بالضّروره ايثار خود بر ايشان كند و آخرت خود را فداى ايشان نكند ، مردمان دنياى خود را فداى دنياى فرزندان نمىكنند ، چون است كه بر آخرت چنين سخىاند كه آن را فداى دنياى فرزندان مىكنند . آيا آخرت اهون و ادنى است از دنيا ؟ نى نى به دنيا مؤمنند مگر ، و به آخرت نه ، و اى آن‌كس كه تو را پنجاه سال عمر است تو را پانزده سال مانده پانزده سال نگويى كه چيست ، تاهى زدى گذشته ، آن‌كس را كه بيست و پنج سال مانده بود حال آن بود كه شنيدى تا خود به تو چه رسد . بيدار شو و به حال خود ( افت ) و دل از همه چيز و از همه كس بركن و يك جهت و يك روى خدا و ذكر خدا و عبادت خدا شو ، باشد كه گليم خود از آب بيرون برى ، تو

--> ( 1 ) . سوره عبس ، آيه‌هاى 34 و 35 و 36 و 37 « روزى كه آدمى از برادرش ، و از مادرش و پدرش ، و از همسرش و پسرانش مىگريزد ، در آن روز هر كسى از آنان را كارى است كه او را به خود مشغول مىدارد » . ( 2 ) . سوره معارج ، آيه‌هاى 11 و 12 و 13 و 14 « گناهكار آرزو مىكند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز مىتوانست پسران خود را عوض دهد ، [ نيز ] همسرش و برادرش را ، و قبيله‌اش را كه به او پناه مىدهد ، و هركه را كه در روى زمين است همه را [ عوض مىداد ] و آن‌گاه خود را رها مىكرد » .